مهندسی تجهیزات پزشکی

خبرهای ویژه

» ایمپلنت ها » اطلاعات کامل دفیبریلاتورهای کاردیوورتر کاشتنی (ICD)

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۲۵ - ۱۷:۵۴

اطلاعات کامل دفیبریلاتورهای کاردیوورتر کاشتنی (ICD)

مرگ‌های ناگهانی قلب یا SCD، اغلب نتیجه فیبریلاسیون بطنی (VF) است که گاهی در اثر تاکی‌کاردی‌های بطنی (VT) مونومورفیک یا پلی‌مورفیک ایجاد می‌شوند. در حال حاضر بیماری‌های قلبی زمینه‌ای در اتوپسی گروه بزرگی از بیماران فوت شده در اثر SCD یافت می‌شود. اگر چه احیای قلبی ریوی، شامل ماساژ قفسه سینه و ونتیلاسیون کمکی، می‌تواند

اطلاعات کامل دفیبریلاتورهای کاردیوورتر کاشتنی (ICD)

اطلاعات کامل دفیبریلاتورهای کاردیوورتر کاشتنی (ICD)

مرگ‌های ناگهانی قلب یا SCD، اغلب نتیجه فیبریلاسیون بطنی (VF) است که گاهی در اثر تاکی‌کاردی‌های بطنی (VT) مونومورفیک یا پلی‌مورفیک ایجاد می‌شوند. در حال حاضر بیماری‌های قلبی زمینه‌ای در اتوپسی گروه بزرگی از بیماران فوت شده در اثر SCD یافت می‌شود. اگر چه احیای قلبی ریوی، شامل ماساژ قفسه سینه و ونتیلاسیون کمکی، می‌تواند به برگشت جریان خون در بیماران با ایست قلبی کمک کنند، تنها راه موثر و کارآمد برای پایان دادن به VFبیماران، دفیبریلاسیون الکتریکال است. موفقیت‌هایی که با دفیبریلاسیون‌های خارجی حاصل می‌شد، «میشل میروسکی» (Michel Mirowski) را ترغیب نمود تا انواع داخلی و کاشتنی آن را در قلب از اواسط دهه ۱۹۶۰ امتحان کند. البته تا سال ۱۹۸۰ که اولین مورد دفیبریلاتور اتوماتیک داخلی در بدن انسان کاشته شد، نتایج کارهای او به ثمر نمی‌نشست.

از آن زمان، پیشرفت‌های چشم‌گیری در استفاده از دفیبریلاتورهای کاردیوورتر کاشتنی (ICD) ایجاد شده است. روش‌های جایگزین همانند داروهای ضدآریتمی (که محافظت نسبی در برابر VT یا VF ایجاد می‌کنند)، جراحی‌های کاهنده (ablative) آریتمی‌ها، قطع آریتمی‌ها از راه کاتتر و پیوند قلب در بعضی بیماران خاص، نیز در کنار ICD وجود دارند. این مقاله به بررسی اندیکاسیون‌های استفاده از ICDها، اجزای ICD، دورنمای برنامه‌های آتی در استفاده از ICD در درمان و نقش درمان‌های کمکی در بیمارانی که از ICD استفاده می‌کنند، می‌پردازد.

بایدها و نبایدها

موارد استفاده اصلی از ICD در درمان آریتمی‌های قلبی بر اساس دستورالعمل‌های انجمن قلب آمریکا به شرح موارد زیر است:

به‌منظور پیشگیری ثانویه در بیمارانی که اپیزود قبلی VT/VF احیا شده یا یک VT که موجب بی‌ثباتی پایدار همودینامیکی شده، دارند. البته علت این حوادث باید شناخته و هرگونه علل قابل برگشت و درمان‌پذیر رد شوند، مانند بیمارانی که انواع مختلفی از بیماری‌های زمینه‌ای قلبی دارند و یا کسانی که دچار VF ایدیوپاتیک و سندرم مادرزادی QT طولانی می‌باشند. البته در این موارد باید بیماران مبتلا به VF را که در دوره زمانی ۴۸ ساعت اول پس از سکته قلبی حاد هستند، کنار گذاشت، زیرا کاندید مناسبی برای درمان با ICD نمی‌باشند. حتی بیمارانی که اختلالات گذرا بر اساس بیماری‌های زمینه‌ای قلب دارند، شاید در معرض خطر بمانند.

جهت پیشگیری ثانویه در بیمارانی که یک یا بیشتر اپیزود ابتلا به VT خودبه‌خودی پایدار در حضور بیماری ساختمانی قلبی داشته‌اند.

برای پیشگیری اولیه در بیماران انتخابی مبتلا به اختلالات زمینه‌ای قلب که فرض می‌شود در معرض خطر تهدید کننده زندگی ناشی از VT/VF می‌باشند.

جهت پیشگیری اولیه در بیماران انتخابی با سابقه قبلی تایید شده انفارکتوس قلبی و عملکرد سیستولیک ناقص بطن چپ.

برای پیشگیری اولیه در بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی ایسکمیک یا غیرایسکمیک که در کلاس ۲ و ۴ عملکردی انجمن قلب نیویورک قرار می‌گیرند و کسر تخلیه‌ای بطن آنها مساوی یا کمتر از ۳۵ درصد باشد.

بعضی بیمارانی که با نارسایی قلبی، کاندید ICD هستند، تاخیر هدایتی داخل بطنی نیز دارند و داوطلب درمان هماهنگ‌سازی مجدد قلبی با یک ضربان‌ساز بطنی دو طرفه می‌باشند.

برای پیشگیری اولیه در بیماران مبتلا به سنکوپ، بیماری‌های ساختاری قلب و VT/VF تحریکی که دربررسی‌های الکتروفیزیولوژی ثابت شده‌اند.

بیمارانی که سندرم مادرزادی QT طولانی دارند و باوجود درمان با بتابلاکرها دچار علایم مکرر یا torsade de pointes می‌شوند.

بیماران در معرض خطر بالا که کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک دارند.

بیمارانی که کاردیومیوپاتی بطن راست و آریتمی‌زایی دارند.

لازم به ذکر است که اطلاعات اندکی در زمینه استفاده و عوارض جانبی درمان با ICD در گروه مشخصی از بیماران مانند افراد مسن، کودکان و بیماران مبتلا به بیماری‌های مادرزادی قلب وجود دارد. به طور مثال، سن بالا نباید تنها دلیل محروم کردن بیمار از درمان با ICD باشد و تصمیم‌گیری برای استفاده از آن در این گروه ویژه، به عوامل دیگری نیز بستگی دارد.

مواردی که درمان با ICD اندیکاسیون ندارد، شامل موارد زیر می‌باشد:

بیمارانی که دلیل قابل قبولی برای زنده ماندن با یک وضعیت عملکردی قابل پذیرش برای حداقل یک سال را نداشته باشند، حتی اگر از دیگر شرایط بهره‌مندی از ICD کاشتنی بهره‌مند باشند.

بیمارانی که VT یا VF پی در پی دارند.

بیمارانی که مبتلا به اختلالات روان‌شناختی شناخته شده هستند و احتمال بدتر شدن بیماری آنها با وسایل کاشتنی وجود دارد یا احتمال پیگیری آنها در طول درمان کم است.

بیمارانی که در رده چهارم رتبه‌بندی انجمن قلب نیویورک (NYHA) با نارسایی قلبی مقاوم به دارو قرار دارند و کاندید پیوند قلب نیز نیستند.

برای درمان سنکوپ بدون علت مشخص، در بیماران بدون ابتلا به تاکی‌آریتمی بطنی تحریکی یا بدون بیماری ساختاری قلب.

در مواردی که VF یا VT ایجاد شده به درمان‌های جراحی یا Catheter ablation پاسخ می‌دهد. مانند آریتمی‌های دهلیزی مرتبط با سندرم ولف- پارکینسون- وایت،VT ایدیوپاتیک یا VT فاسیکولار، بدون حضور بیماری ساختاری قلب.

در بیمارانی که تاکی‌آریتمی‌های بطنی به علت اختلالات کاملا قابل برگشت و بدون دلیل بیماری‌های ساختاری قلبی دارند، مانند عدم تعادل الکترولیتی، داروها یا تروما.

اجزای دستگاه

۳ جزء در یک سیستم ICD وجود دارد:
۱) الکترودهای pacing/sensing،
۲) الکترودهای دفیبریلاسیون
۳) مولد پالس.

در ICDهای داخل رگی جدیدتر هر دو نوع الکترودها روی یک لید بطنی تنها قرار می‌گیرند.

الکترودهای pacing/sensing: عملکرد الکترودهای pacing و sensing به یک جفت الکترود نیاز دارند. بسیاری از لیدهای ICD و ضربان‌سازهای قدیمی، تنها یک الکترود داشتند که در سر لید بطنی قرار می‌گرفت. این لیدها، از یک غلاف فلزی مولد ضربان به عنوان الکترود دوم استفاده می‌کردند. در انواع جدیدتر دستگاه‌های دفیبریلاتورها و ضربا‌ن‌سازهای هم‌زمان، اغلب از لیدهایی استفاده می‌شود که دو الکترود روی لید بطنی دارند: الکترود دیستال در سر لید و الکترود دوم (که به شکل حلقه است)، میلی‌مترها دورتر از سر. این لیدهای دوقطبی، دقت بیشتری از sensing دارند، با دامنه بالا و الکتروگرم‌های باریک.

معرفی دستگاه

در اغلب دستگاه‌های ICD جدید، لید با الکترودهای pace/sense، از راه درون رگی کارگذاری می‌شود و الکترود دیستال نیز روی بطن راست در قسمت aptical endocardium قرار می‌گیرد. در موارد نادری، اغلب به علت آناتومی سیاه‌رگ و یا احتمال بالای بروز خطر باکترمی و عفونت‌های داخل عروقی، الکترودهای pace/sense با عمل جراحی و روی اپی‌کاردیوم جایگذاری می‌شوند. الکترودها باید بتوانند یک کمپلکس QRS حداقل ۵ میلی‌ولتی را طی ریتم سینوسی نرمال و سیگنال‌های به اندازه کافی بزرگ را جهت بررسی در حین تاکی‌کاردی و فیبریلاسیون بطنی ضبط نمایند. ICD‌هایی که Dual Chamber هستند، یک لید اضافی با جفت الکترودهای pace/sense دیگر هم دارند که روی دهلیز راست قرار گرفته و تغییرات آن را ضبط می‌کند.

الکترودهای دفیبریلاسیون

این نوع الکترودها، صفحه نسبتا بزرگی دارند که بتوانند حداکثر شدت جریان را از میوکاردیوم بطنی پوشش دهند. سیستم‌های ICD هم‌زمان، یک سیم‌پیچ یا حلقه سیمی دارند که در امتداد لید بطنی جلو می‌رود و به عنوان الکترود دفیبریلاسیون عمل می‌کند، بنابراین یک لید داخل رگی تنها، همه اعمال pacing Sensing و دفیبریلاسیون را انجام می‌دهد. در گذشته، از قسمت‌های بافت اپی‌کاردیال برای دفیبریلاسیون استفاده می‌شد که جایگذاری آنها نیاز به توراکوتومی داشت.

الکترودهای دفیبریلاسیون اضافی، کارایی دفیبریلاسیون را بالا می‌برند. بیشتر سیستم ICD هم‌زمان، ۲ یا ۳ الکترود دفیبریلاسیون دارند. یکی از آنها از راه لید داخل رگی به بطن راست می‌رسد و از یک یا دو تای باقی‌مانده نیز به عنوان: ۱) تکنولوژی «Active can» و ۲) لیدهای داخل رگی Dual coil استفاده می‌شود.

مولد (ژنراتور) تولید ضربان

این قسمت، حاوی مدار Sensing و همچنین باتری‌ها و خازن‌های با ولتاژ بالا است. امروزه نسل کوچک این ژنراتورها که به طور مثال ضخامتی مساوی یا کمتر از ۱۱ میلی‌متر دارند، به صورت پکتورال در بیماران کار گذاشته می‌شود و طول عمری تا ۶ سال یا بیشتر دارند. پس از تشخیص یک تاکی‌آریتمی، مولد ضربان به صورت pacing ضد تاکی‌کاردی یا دادن شوک‌های با انرژی کم یا بالا، پاسخ می‌دهد.

به طور کلی، الگوریتم‌های تشخیص تاکی‌آریتمی‌‌های بطنی به cutoffای بستگی دارد که در برنامه دستگاه تعریف شده و دستگاه، تعداد ضربان قلب بالاتر از آن حد را به عنوان VT یا VF قلمداد می‌کند. به منظور توانایی افتراق صحیح‌تر ودرست‌تر میان VF/VT و تاکی‌کاردی‌های فوق بطنی (SVT)، بعضی دستگاه‌ها خصیصه‌های اضافی و کارآمدی را به الگوریتم‌های تمایز خود اضافه کرده‌اند. علاوه بر این کرایتریاهای تمایز، بیشتر دستگاه‌های ICD هم‌زمان، سعی در جلوگیری از ایجاد شوک‌های نابه‌جا دارند. پس از هر بار ایجاد شوک توسط مولد، خازن باید شارژ شود که چند ثانیه‌ای طول می‌کشد. قبل از شارژ این خازن که شوک تولید می‌کند، دستگاه دوباره ریتم قلب را بررسی می‌نماید تا مطمئن شود تاکی‌کاردی خود به خود قطع نشده که در این صورت، دیگر نیازی به تولید شوک نیست.

کاشت

سیستم‌های لید ICDهای کنونی، به طور معمول از طریق وریدهای آگزیلاری، ساب‌کلاوین یا سفالیک جایگذاری می‌شوند. سیستم‌های مختلفی که برای استفاده تایید شده‌اند، یک تا سه لید دا رند. مولدهای تولید ضربان قدیمی‌تر در ناحیه شکمی قرار می‌گرفتند، اما امروزه، دستگاه‌ها به اندازه کافی کوچک هستند که در ناحیه قفسه سینه قرار گیرند، چه به صورت زیرپوستی یا زیرعضله‌ای، مانند آنچه که در مورد Pace makerها انجام می‌شود. در مقایسه با انواعی که در شکم کاشته می‌شوند، دستگاه‌های جدید عواض جانبی کمتری دارند و زمان عمل آنها برای جایگذاری نیز کوتاه‌تر است. بیماران مدت کمتری در بیمارستان می‌مانند و هزینه اقامت آنها کاهش می‌یابد. هر چند کاشت دستگاه در سمت چپ بهتر است، در طرف راست هم قابل جایگذاری هستند.

برنامه‌ریزی

در ICDهای هم‌زمان، امکان برنامه‌ریزی‌های گوناگونی وجود دارد:

هم‌زمان درمان‌های مختلفی را انجام می‌دهد، مانند درمان آریتمی‌های بطنی با روش‌های ضد تاکی‌کاردی pacing، کاردیوورژن و دفیبریلاسیون.

هم‌زمان در نقاط مختلفی عمل می‌کنند: ICDها می‌توانند برای درمان‌های مختلف تاکی‌آریتمی تا حداکثر در سه منطقه ضربان قلب برنامه‌ریزی شوند. منطق اصلی که پشت این رویکرد قرار دارد، این است که آریتمی‌های بطنی نسبتا آهسته، برای حداقل چند دقیقه طول می‌کشند و می‌توانند با pacing ضد‌تاکاردی یا کاردیوورژن با انرژی کم خاتمه یابند. این درمان‌ها می‌توانند به سرعت انجام شوند و دردی هم ندارند یا درد کمی دارند. به هر حال تاکی‌کاردی‌های سریع‌تر، ناپایداری بیشتری ایجاد می‌کنند و به دفیبریلاسیون‌های با انرژی بالا نیاز دارند و اگر درمان با تاخیر انجام شود، خاتمه دادن آنها با مشکلات زیادی همراه است، بنابراین بهترین رویکرد برای درمان این‌گونه تاکی‌کاردی‌ها، دفیبریلاسیون سریع و با انرژی بالاست.

درمان‌های متوالی: در هر منطقه درمانی، تا ۵ یا ۶ نوع درمان به طور متوالی می‌تواند ایجاد شود. پس از هر مداوا، دستگاه ریتم قلب را دوباره بررسی می‌کند که اگر تاکی‌آریتمی همچنان پایدار مانده باشد، نوع دیگری از درمان انجام می‌شود.

درمان ترکیبی (Tiered): این نوع درمان به ترکیب درمان‌های گوناگون در مناطق با توانایی تولید ضربان‌های متفاوت قلب گفته می‌شود که کاربرد آن در موارد بالینی مختلفی بسیار ارزشمند است، مانند:

۱) بیماری که آریتمی‌های مختلف با تعداد متفاوت و خصوصیات مختلف همودینامیکی دارد.

۲) به دنبال اضافه کردن داروهای ضد آریتمی به رژیم دارویی بیمار، مانند داروهایی که می‌توانند خصوصیات آریتمی‌های بطنی را تغییر دهند.

۳) برای بیماری که ICD به منظور پیشگیری اولیه از SCD در وی کارگذاری شده است. در این بیماران، نوع و خصوصیات آریتمی‌های بطنی که ممکن است در آینده رخ دهند، نامشخص است. در هر کدام از موارد فوق، درمان زنجیره‌ای باعث کاهش موربیدیتی از راه درمان آریتمی‌های آهسته‌تر با ATP می‌شود و دفیبریلاسیون با انرژی بالا، برای مواقع ضروری نگه داشته می‌شود.

ICDهای هم‌زمان، خصوصیات و ویژگی‌های اضافی متعددی دارند که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱) امکان ضبط و نمایش الکتروگرام‌های ذخیره شده از حوادث تاکی‌آریتمی‌های رخ داده،

۲) ایجاد تحریک‌های غیرتهاجمی برنامه‌ریزی شده که باعث ایجاد محرک‌های الکتروفیزیولوژیکی مناسب می‌شود،

۳) توانایی تله‌‌متری که امکان درمان بیماران را وقتی شوک دریافت می‌کنند، امکان‌پذیر می‌سازد.

همه ICDهای هم‌زمان، توانایی pacing مرسوم قلبی را دارند و بسیاری از بیماران دارای ICD هم یک اندیکاسیون قراردادی برای pacing قلبی دارند. به جز موارد نادر و استثناء، امروزه برای بیماران تنها از یک دستگاه (حاوی ICD و ضربان‌ساز) استفاده می‌شود. اگر دستگاه‌های ICD و ضربان‌ساز، جداگانه استفاده شوند، هر دستگاه می‌تواند در دستگاه دیگر تداخلاتی ایجاد کند، زیرا لیدهای دفیبریلاتور pacing بسیار نزدیک هم قرار می‌گیرند که نتیجه آن، تولید شوک‌های ناکارآمد است و گاهی در بعضی موارد تشخیص VF نیز ناممکن می‌شود.

به منظور پیشگیری از این تداخلات، بیماری که Pacemaker دارد و احتیاج به استفاده از ICD هم پیدا می‌کند، به طور معمول، دستگاه ضربان‌ساز خارج شده و ICD به جای آن قرار می‌گیرد. علاوه بر اندیکاسیون‌های معمول برای pacing، این قسمت از ایجاد برادی‌‌آریتمی و هم‌چنین آریتمی‌های بطنی که به دنبال برادی‌آرتیمی‌ها رخ می‌دهند، پیشگیری می‌نماید. به دلیل فیزیولوژی منحصر به فردی که به دنبال یک تاکی آریتمی بطنی و شوک دستگاه ایجاد می‌شود، ICDها امکان برنامه‌ریزی pacing پس از شوک را دارند.

درمان‌های جانبی

داروهای ضدآریتمی و Catheter ablation، نقش‌های جانبی در درمان بیمارانی که با ICD تحت مداوا قرار دارند، بازی می‌کنند. به طور کلی، ۳ اندیکاسیون اصلی برای درمان با داروهای ضد آریتمی‌ (که اغلب آمیودارون یا سوتالول هستند) وجود دارد. اغلب آمیودارون ترجیح داده می‌شود و نسبت به سوتالول موثرتر است. کاهش تواتر آریتمی‌های بطنی در بیمارانی که شوک‌های مداوم از ICD می‌گیرند، دلیل اولیه برای اضافه کردن داروی ضدآریتمی محسوب می‌شود. این بیماران در معرض دیسترس‌های فیزیولوژیکی بیشتری هستند. مورد دوم، توقف تولید دیگر آریتمی‌هایی است که علایمی ایجاد می‌کنند یا با عملکرد ICD تداخل پیدا می‌نمایند و باعث تخلیه‌های غیرموثر می‌شوند. این آریتمی‌ها شامل تاکی‌کاردی‌های سینوسی، آریتمی‌های دهلیزی خصوصا AF و VT غیرپایدار هستند. اندیکاسیون آخر، کاهش میزان VT است تا بیماران از نظر همودینامیکی وضعیت بهتری داشته باشند و برای پایان دادن به آریتمی‌ها، ولتاژ کمتری مورد نیاز قرار گیرد. اگر چه داروهای ضدآریتمی‌ به این دلیل می‌توانند استفاده شوند، اما در آینده شاید بتوان خصوصیاتی به برنامه‌های ICD اضافه کرد تا آریتمی‌های غیرتهدید کننده حیات و بی‌اهمیت از نظر بالینی را بتوانند نادیده بگیرند و از تولید شوک‌های غیرضروری بپرهیزند. علاوه بر عوارض جانبی معمول این دسته داروها، می‌توانند عوارض سویی روی آستانه دفیبریلاتورها داشته باشند و با هم تداخلاتی پیدا کنند. این مشکلات بالقوه، حکم به ارزیابی مجدد پاسخ تاکی‌کاردی و حدهای تعیین شده و آستانه دفیبریلاسیون می‌دهد و اگر کارکرد دستگاه را تحت تاثیر قرار داده‌اند، باید دوزهایشان تغییر کند و یا شرایطی ایجاد شود که فارماکوکینتیک یا فارماکودینامیک داروهای مورد استفاده تغییر نمایند.

برش و قطع کاتتری

یک جایگزین دیگر برای داروهای ضدآریتمی در بیمارانی که عودهای مکرر تاکی‌کاردی بطنی دارند، استفاده از-Radio frequency Ablation است. فیبریلاسیون دهلیزی و فلوتردهلیزی در بیمارانی که ICD دارند، شایع است که خود باعث پاسخ بطنی سریع شده و دیس‌شارژ نامناسبی از ICD ارایه می‌کنند. وقتی این آریتمی‌ها نسبت به درمان‌های دارویی مقاوم هستند، ریشه‌کنی کاتتری با امواج رادیو فرکوئنسی و یا تغییر شکل و اصلاح نودهای دهلیزی بطنی برای AF روش‌های بسیار موثری هستند. لازم به ذکر است این روش‌ها برای حفظ ریتم سینوسی در AF در بیمارانی که بیماری‌های ساختمانی قلبی پیشرفته دارند، به ندرت انجام می‌شود.

کاردیوورتر – دفیبریلاتورهای پوشیدنی

بعضی بیماران که در معرض خطر مرگ‌های ناگهانی قلبی هستند و اندیکاسیون‌های معینی برای کارگذاری یک ICD ندارند و یا به موارد محافظتی کوتاه مدتی نیاز دارند (مانند بیمارانی که باید ICD آنها تعویض شود یا در انتظار پیوند قلب هستند)، یک کاردیوورتر- دفیبریلاتور قابل پوشیدن به جای کارگذاری ICD برای آنها می‌تواند مفید باشد.

این دستگاه از یک ژاکت با دو الکترود دفیبریلاسیون و چهار الکترودهای حس‌گر الکتروکاردیوگراف که به بخش دستگاه کمری وصل می‌شوند، تشکیل شده است. این بخش کمری حاوی مانیتور و الکترونیک‌های دفیبریلاسیون است، بنابراین نوار الکترونیکی قلب به طور مداوم برای پایش VT یا VF گرفته می‌شود. اگر هرگونه آریتمی‌ای تشخیص داده شود، دستگاه شروع به زنگ زدن می‌کند (هم سیگنال‌های لرزاننده و هم هشدارصوتی می‌فرستد.) همچنین یک هشدار صوتی هم به دستگاه تولید شوک الکتریکی مخابره می‌نماید تا شوک ایجاد شود.

اگر بیمار هوشیار باشد، می‌تواند با فشار دادن هم‌زمان دو دگمه مخصوص، صدای زنگ را خاموش کند و دستگاه تخلیه را مجددا شارژ نماید، اما اگر بیمار هوشیار نباشد و دگمه‌ها را نفشارد، دستگاه شارژ می‌شود و ژل را در سطح الکترودهای دفیبریلاسیون آزاد می‌کند و به این ترتیب تا
۵ بار شوک‌های درمانی ایجاد می‌شوند.

کارایی این نوع دستگاه‌ها در دو کارآزمایی بالینی بررسی شده‌اند که درمجموع ۹۰۱ بیمار- ماه استفاده، ۶ دفیبریلاسیون موفق و ۲ مورد ناموفق وجود داشت. در هر دو مورد ناموفق، بیمار دستگاه را درست نپوشیده بود (صفحات دفیبریلاسیون به صورت معکوس قرار گرفته و مستقیما به پوست متصل نبودند). همچنین ۶ مورد شوک‌های نامناسب وجود داشت.۶ مورد مرگ ناگهانی هم در طول مطالعه رخ داد که در ۵ مورد، فرد بیمار در‌ آن زمان وسیله را نپوشیده بود و دریک مورد هم درست به تن نداشت. در مجموع ۲۸۹ بیمار، ۲۲ درصد افراد استفاده از وسیله را به علت احساس ناراحتی متوقف کردند و ۱۷ بیمار نیز دچار راش‌های پوستی یا خارش شده بودند.



دسته بندی : ایمپلنت ها
ارسال دیدگاه

سفر به مشگین شهر
تبلیغات